مرضيه محمدزاده
863
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
هرجا روان ز سر و قدى ، جويى از گلو * هرسو جدا ز تا جورى دستى از كتف تا كى جوارِ « 1 » نوح ؟ لب نوحه برگشاى « 2 » * يعقوبسان بنال كه شد « 3 » يوسفت ز كف چون نوح بر گروه و چو يعقوب بر پسر * نفرين « لا تَذَرْ » كن و افغان « وا اسف » « 4 » چندى چو شكوفههاى دلش بر زبان گذشت زان تن ز بيم طعنهى شمر و سَنان گذشت 9 در كوفه كاروان عزا چون گذار كرد * دوران ستيزههاى نهان آشكار كرد شد كربلا ز درد اسيرى زيادشان * و اندوهشان زمانه يكى بر هزار كرد در پرده سرّ حق چو نديدند كوفيان * بىپرده جلوه حجّت پروردگار كرد بردند خوارشان به برِ زادهى زياد * ناكس چو ديد خواريشان ، افتخار كرد كاى آل بو تراب ، چو بر حق نبودهايد * رسوا نمودتان حق و بىاعتبار كرد طاقت ز دست زينب بىدل عنان ربود * گفت اى لعين ، عزيز خدا را كه خوار كرد ؟ شكر خدا كه دولت پاينده زان ماست * ناحق كسى كه تكيه به ناپايدار « 5 » كرد خواريم پيش خلق و به پيش خدا عزيز * ما را خدا ز روز ازل كامكار « 6 » كرد فردا كه بهر ما و تو محشر به پا شود * بينى كه كردگار كه را شرمسار كرد در خشم رفت و خواست كه زارش به خون كشد ترسيد از آن كه بار مكافات چون كشد 10 چون شام جاى عترت شاه شهيد شد * صبحى براى روز قيامت پديد شد عهدِ ستم به آل نبى باز تازه گشت * پيمان غصّه با دل ايشان جديد شد آن در سپاس ، كاندُه عثمان ز ياد رفت * وين شادمان ، كه دهر به كام يزيد شد اسلام را به كفر شد آميزش آن زمان * كان سر فروغِ بزم يزيد پليد شد چون گوى آفتاب كه شد زيور سپهر * آيين « 7 » طشت زر سرِ شاهِ شهيد شد با چوب خيزران به سرش مىزدى كه شكر * كاين سر بريد و قفل غمم را كليد شد انديشهى شهادت زين العباد كرد * دوزخ صفت به نعرهى « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ « 8 » » شد
--> ( 1 ) - جوار : همسايگى ، پناه . ( 2 ) - اشاره به قبر حضرت نوح عليه السّلام كه در نجف اشرف ، در جوار حضرت على ( ع ) قرار دارد . ( 3 ) - شد : رفت . ( 4 ) - اشاره به آيات قرآن سوره نوح آيه 26 و سوره يوسف آيه 84 كه نفرين نوح بر قومش و تأسف يعقوب در فراق يوسف عليهم السّلام را بيان مىفرمايد . ( 5 ) - ناپايدار : كنايه از دنيا . ( 6 ) - كامكار : سعادتمند ، خوشبخت . ( 7 ) - آيين : زينت ، زيور . ( 8 ) - اشاره به آيه 30 سوره ق : « يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » . روزى كه جهنم را گوييم : آيا امروز مملو از وجود كافران شدى ؟ گويد : آيا .